خرید بک لینک

«کورش» فرزند «کمبوجیه» و «ماندانا» در محدوده 600 سال پیش از میلاد زاده شد. در سال 559 پ.م بر پدر بزرگ خود «آستیاک» [آژدهاک] شورید و پایه گذار نخستین امپراطوری چند ملیتی  بزرگ جهان شد و سلسله هخامنشیان را بنیان نهاد. تبار کوروش از جانب پدر ، به قوم آریایی پارس می رسد که برای چند نسل بر «انشان» در جنوب غربی ایران ، حکومت کرده بودند.«کورش» یعنی «مانند خورشید».

تاریخ نویسان باستان مانند هرودوت ، گزنفون و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. گرچه هر یک سرگذشت خاصی از تولد وی را نقل کرده اند. اما بیشتر به افسانه شبیه اند. مورخین نامدار معاصر همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و ... این چگونگی را از هرودوت گرفته اند. که خلاصه موثق ترین آنها چنین است:

[آستیاگ بر اساس ترس از تعبیر خوابی که دیده بود (جهانگشایی نوه اش)؛ زاده دخترش را به سپهسالار خود «هارپاگ» می سپارد ، تا او «کوروش» را از بین ببرد. «هارپاگ» با صلاحدید همسرش ، طفل را به چوپانی سپرد. تا نابودش کند. همسر چوپان ، نوزاد مرده ای به دنیا آورده بود که جسدش را به جای مأموریت انجام شده به «هارپاگ» تحویل داده و خودشان سرپرستی «کوروش» را بر عهده گرفتند. در نوجوانی ، کوروش در یک بازی گروهی که نقش شاه را بازی می کرد؛ یکی از امیرزادگان را تنبیه می کند که پی آمد آن در اعتراف چوپان نزد شاه ، هویت «کوروش» آشکار می گردد...]

از آن پس ادامه زندگی اش در دربار کمبوجیه بوده و آموزه هایش اخلاق والای انسانی ، فنون سخت نظامی ، و ... در غنای فرهنگی پرورده می شود. «هارپاگ» بزرگان ماد را بر ضد «آستیاگ» شورانده و موفق شد «کوروش» را برای لشکرکشی علیه پادشاه ، متقاعد کند تا او را شکست دهند. باشکست امپراطوری ایرانی ماد به دست پارس ها (که تا آن زمان دست نشانده و تابع آن بودند) سلطنت 35ساله پادشاه ماد به پایان رسید. نخست قلمرو پادشاهی کوروش به وسعت استان فارس بود.

در سال 456 پ.م ، «کراسوس» شاه لیدیا با اندیشه پیروزی بر سرزمین پارسیان، یورش به ایران را آغاز کرد. کراسوس به سختی شکست خورد. «کوروش» خاک لیدیا(ترکیه امروزی) را در هم نوردیده و به شاهنشاهی خود ضمیمه کرد و مرزهای شرقی ایران به دریای «اژه» رسید. کراسوس به اسارت ایرانیان درآمد ، ولی کوروش وی را بخشید و از او ، یک فرمانده باوفا ساخت که بعدها به کمک ارتش لیدیا  برای پیشبرد اهداف امنیت گسترانه کوروش نبردها کردند. 

پس از اینکه مرزهای شرقی ایران به بابل رسید ، آوازه انسان دوستی و بزرگ منشی کوروش به بابلیان که از جور و ستم «نبونهید» به تنگ آمده بودند ، رسیده و دست استمداد به سوی کوروش دراز کردند. فنح امپراطوری بابل  برای کوروش ، با همکاری مردم انجام شد. کوروش پس از تسخیر بابل اعلام بخشش همگانی کرد؛ اردیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ هیچ انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به جان و مال مردم بازداشت و دستور داد ویرانی های جنگ را بازسازی کنند؛ یعنی همان اقداماتی را که پس از فتح لیدیا کرد. رفتار انسان دوستانه «کوروش» با اقوام مغلوب ، از او یک شخصیت مقدس و مافوق بشری ساخت.

درباره شخصیت «ذوالقرنین» که در کتاب های آسمانی یهودیان ، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده ، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع «ذوالقرنین» کیست ، به طور قطعی مشخص نشده است. کوروش، سرسلسله هخامنشی ، داریوش بزرگ ، خشایار شاه و اسکندر مقدونی گزینه هایی هستند که برای کشف ذوالقرنین واقعی ، درباره آنها بررسی هایی انجام شده است؛ اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیقی آن با آیه های قرآن ، تورات و انجیل ، تنها «کوروش بزرگ» است که از موجه تریت دلایل برای احزار این لقب برخوردار است.

«کوروش بزرگ» در منشور حقوق بشر خود[سفال استوانه ای که در سال 1378 در پی کاوش محوطه باستانی «بابل» کشف و به سال 1971 سازمان ملل آن را به عنوان نخستین سند «حقوق بشر» اعلام کرد.] می گوید:«...من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود است و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که از خویشاوندانش سر زده ، مجازات کرد؛ مجازات برادر گناهکار و برعکس ، به کلی ممنوع است؛...» شرح کامل متن منشور ، در کتاب آمده است. «کوروش بزرگ» در سال 530 پیش از میلاد ، در جریان نبرد با سگات ها کشته شده ، بدرود حیات گفت و در پاسارگاد به خاک سپرده شد. به باور بسیاری از حقوق دانان کهن ، کوروش بزرگ سرلوحه بنیان گذاران دموکراسی در جهان بوده است. امروزه سازمان یونسکو ، کوروش بزرگ ، اسکندر مقدونی و سزار را ، سه ابر متن تاریخ جهان معرفی کرده است. به راستی که موج تبلیغات گسترده تاریخ شناسی غربیان برای اسکندر و سزار تا کجاست؟! و گمنامی «کوروش» در ایران و آسیا تا کجا؟! اسکندر که دشمن ایرانیان بود نیز ، کوروش را الگو و رهبری بزرگ می دانست. «کوروش بزرگ» که از هر لحاظ بر سزار و اسکندر برتری داشته و نامش در قرآن «ذوالقرنین» و در تورات «کوروش فرستاده خدا» آمده است ، در زاد و بومش ، همچنان و هرگز آنچه را که شایسته و بایسته اوست ، ادای احترام نشده  است!

ناصر فتوگرافی

منبع:   کتاب گزیده سخنان کوروش بزرگ وداریوش بزرگ-لیلا پور نعمتی

برچسب: مرور,اجمالی,بر,زندگی,کوروش,بزرگ, نویسنده: اسماعیل رحیم پناه تاريخ: سه شنبه 18 آذر 1393 ساعت: 17:18

صفحه بندی